کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

دانشجوی دانشجو

پنجشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۶، ۱۰:۱۷ ق.ظ

 

   دانشجوی خوب، دانشجوی متوسط، دانشجوی خلاق، دانشجوی فعال، دانشجوی ... شنیدن کلمه ی دانشجو به قدری برای ما عادی شده که معمولا توجه نمی کنیم که بخش اول عباراتی گفتیم، «دانشجو» است و فقط معطوف کلمه ی دوم عبارت ها می شویم. دانشجو کیست؟

   به یاد می آورم یک بنده ی خدایی مثال جالبی می زد می گفت شما می خواهید از شهر الف به شهر ب بروید، برای این کار یک اتومبیل تهیه می کنید. ممکن است در آن منطقه هوا هم بسیار گرم باشد، موتور خودروی شما هم توان کافی دارد، می روید یک کولر به خودروی تان اضافه می کنید. فاصله دو شهر الف و ب زیاد است، حوصله ی شما وقت رانندگی سر می رود، از بازار یک رادیو پخش می خرید و نصب می کنید و ... می گفت آدم باید خیلی ابله باشد که خودرو را بخواهد مثلا برای کولر و یا برای گوش دادن به موسیقی، بعد در پارکینگ توی اتومبیل بنشیند بگوید چه کولری، چه نوای دلنشینی! فلسفه ی اتومبیل سفر و تغییر مکان است. می گفت دانشجویی هم شبیه همین است. فلسفه ی دانشجویی هم تحصیل علم است. اصلش همین علم آموزی و پیشرفت علمی است، غیر از درس خواندن بقیه ی کار ها همانند رادیو پخش و کولر و امثال این ها است. واقعا جالب است؛ یک کسی پیدا شده بود می گفت: «ببینید، من هفته ای دو ساعت کلاس می روم و مابقی وقتم را در فعالیت های دانشجویی صرف می کنم». ما باید ببینیم که آیا اسم چنین شخصی را که بیشتر وقتش صرف اتلاف انرژی و زمان می شود، می توانیم دانشجو بگذاریم؟! هدف چنین کسی از آمدن به دانشگاه واقعا چه می تواند باشد؟!

   دانشجو کسی است که وظایف خود را بشناسد و در جهت عمل کردن به آن ها تلاش کند. اشتباه نشود، دقت کنیم دانشجو نه این که فقط درس بخواند، باید دید داشته باشد، مطالعه ی غیر درسی داشته باشد، فعالیت غیر درسی سازنده داشته باشد ولی درس را حتما باید بخواند.

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۶/۱۲/۰۹
  • ۶۸۶ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

نظرات (۱)

  • توسط:مهدی ادیب
  • اول!!!خدا بیامرزه حاجی بیگی رو.کاشکی زودتر برگرده دوباره از این حرفا بزنه برامون.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی