کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

الان که پدرم انگار دارد نماز قضاهای مرا می خواند، مادر و برادرانم خفته اند، صدای جیرجیرک و کولر همسایه می آید و من از این سکوت به فضل الهی بهره می برم.

رطوبت 88 درصد، دمای حباب خشک 27 درجه ی مقیاس صدتایی و دمای حباب تر 23 درجه مرطوب و چسبناک البته فقط پدرم در این شرایط می تواند بخوابد و گرنه بقیه محتاج کولرجون و برق مفت نفتی جون و اداره ی برق جون و جون های متعدد دیگر هستیم.

نگران طبیعت و ظلم بودیم، من و عبدالکریم آن روز در مسیر تهران - قم و نگران گیلان که نیایند برای معادن کذا و کذا زمین را بشکافند و پوست سبزش را در "می گیلان" خراب کنند.

آخرین باری که سوار بی آر تی شدم، یعنی دوازدهم تیر قبل از آمدن به رشت، رادیو داشت آهنگی رو از فریدون پور رضا پخش می کرد. رسیدیم به ایستگاه امام حسین و من مجبور بودم پیاده شم. کلاً داستان از یادم رفت تا اینکه امروز که داشتم KASPERSKY رو برای برادرانم روی کامپیوترشون نصب می کردم، تصادفاً دوباره پیداش کردم. آنتی ویروس حلال بود، پولش را داده بودیم به خود کسپرسکی!

زهرا خانم در پست زنان ساده کامل مطالبی گفت که قسمتی از آن را شاید من می خواستم بگویم. البته من هم قبول دارم که آواز دهل شنیدن از دور خوش است و روستائیان مشکلات زیادی دارند اما می خواهم این را بگویم که زندگی روستایی باید پر رونق بماند. چرایش را همه می دانند!

آخر همان مطلب اشارتی می کند به شبکه ی تلویزیونی باران شبکه ی تلویزیونی شدیداً مورد علاقه ی من. هرچند تا ۸ سالگی تقریباً هیچ چی گیلکی بلد نبودم، اما عجیب به این فرهنگ و زبان علاقه پیدا کرده ام. این حالا حاشیه بود، متن اصلی این است که می شود در عین رواج قومیت مروج وحدت بود و در عین اصالت پیشرفته بود این را در برنامه های شبکه ی باران می توان دید.

برای پخش زنده ی تلویزیونی شبکه ی باران اینجا را کلیک کنید.

شبکه ی باران البته برای سال های متوالی رتبه ی اول شبکه های استانی و همین طور رتبه ی اول بهترین وبگاه اینترنتی را داشته است.

بچه که بودم همیشه به شباهت گیلان و ایران فکر می کردم! دلیل داشت، یک آرم اخبار بعد از ظهر ها بود که نقشه ی گیلان از روی نقشه ی ایران گُنده می شد و می افتاد روی نقشه ی ایران، به هم شبیه بودند.

می شود آهنگ فریدون پوررضا را از اینجا گوش داد

"عاشق منیمی عاشق

از سر گذریم از جان

تا زنده ببه ایران

پاینده ببه ایران"

پی نوشت۱: تیتر این پست از شعار مهندس علی نعیمی برای انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی استفاده کرده است.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۸۹/۰۴/۱۴
  • ۱۱۲۷ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

فریدون پور رضا

گیلان

نظرات (۲)

  • توسط:مرتضی.الف.ح
  • سلامان شاءالله موفق باشیناین هم ویکیپدیا از نوع گیلکیhttp://glk.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%AA_%D9%88%D9%84%DA%AF
    شما گیلانی هستی برادرم؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی