کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

عیدی خدا

سه شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۰، ۰۵:۳۰ ب.ظ

روز عید قربان سال 90، چهارِ بعد از ظهر، برای کاری به میدان صنعت می‌رفتم. در منزل محمد و مرتضی با هزار گرفتاری شیشه آشپزخانه را تمیز می‌کردند، با خطر پرت شدن از طبقه سوم.

من هم کم و بیش کارهایی کردم، دوش گرفتم و زدم بیرون.

دلم کمی گرفته بود، به قول حاج حسین: "شاک" بودم که چرا قیمت دلار بالا رفته و چرا تکلیف جزییات خانه مشخص نمی‌شود و چرا تکلیف اتاق‌ها و اینترنت و چرا الویت های مسخره و هزار چرای خنده دار دیگر.

***

در این چند روز بارها برای اطرافیان گفته بودم که وقتی باران و آفتاب با هم هستند، می‌شود دنبال رنگین کمان گشت، اما همیشه لب و لوچه‌ام آویزان می‌شد و کم‌کم این fact علمی هم زیر آبش می‌خورد. خیلی وقت بود که رنگین کمان ندیده بودم. خیلی وقت بود دلم می‌خواست ببینم یک جور حسرت شده بود.

از حکیم وارد شیخ فضل الله شدم با سرعت زیاد ـ و خرسند از خلوتی ِ مسیر ـ که اولین قطرات را روی شیشه دیدم، قبل از آنجایی که راه دو می‌شود، دور دست رنگین کمان دیدم، از خوشحالی جیغ کشیدم. بعد که پشت کردم از توی آینه‌های بغل می‌دیدم. خوشحالی‌ام از کار حاکم آسمان‌ها و زمین، آن قادر فعّال ما یشاء بی مرز بود. جیبِ دلم را محکم گرفتم تا عیدی خدا از کفم نرود.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۰/۰۸/۱۷
  • ۶۹۳ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

نظرات (۱)

  • توسط:مهدی ادیب
  • احسنت!ساقیا آمدن عید مبارک بادت!ایشالا زودتر ببینمت. دلم تنگ شده برات حاج مصطفی.دو تا ماچ عیدی طلب ما در پناه خدا باشیالتماس دعا در عید بعدی هم دارم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی