کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

قرض‌الحسنه

پنجشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۰، ۱۲:۲۳ ق.ظ

قرض‌الحسنه را که در موتور های جست و جو بجویی، چیزهای جالبی پیدا می‌کنی که من توصیه می‌کنم این کار را بکنی.

حالا سؤال من این است که اگر تو به یک بانک دم کلفت خاک بر سر قرض بدهی که جایزه ببری! بعد هم زمان همسایه بدبخت ات برود از همان بانک دم کلفت خاک بر سر وام بگیرد، پوستش هم کنده شود تا وام را بگیرد، بعد وام را با بهره‌اش پس دهد. تو از شانس خوبت جایزه هم ببری، دقیقاً چه کرده ای؟ اگر جایزه نبری که دیگر خیلی بی دولت شده ای!

اگر بانک‌ها با سپرده های قرض‌الحسنه مردم، به بقیه مردم قرض‌الحسنه دهند، آن گاه جایزه‌ها از کجا می‌آیند؟ آیا هر بانک یک بابا نوئل بی نهایت درون گاوصندوق دارد؟

اگر قرض‌الحسنه فقط برای گرفتن جایزه باشد و ما بپذیریم، چرا بعضی‌ها - که بیلبورد اش را دیده‌ای و دیده‌ام -  از آیه قرآن برایش مایه می‌گذارند؟ و اصلاً آیا گربه برای رضای خدا موش می‌گیرد؟ یعنی مجموع قیمت جایزه‌ها، از مجموع سودی که باید پرداخت می‌شد – با فرض قرض‌الحسنه نبودن حساب‌ها – بیشتر است؟

و بهترین و آخرین سؤال، آیا شاه لخت نیست؟1

 

1 ر. ک. به فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی از غلامعلی حداد عادل

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۰/۱۲/۲۵
  • ۶۵۸ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

اقتصاد اسلامی

سؤال

انتقاد

نظرات (۴)

  • توسط:مهدی ادیب
  • فکر کنم یه جایی خوندم که اگر شما به نیت گرفتن جایزه پول رو بذاری توی بانک قرض الحسنه، اون جایزه حلال نیست.در ضمن فکر کنم قانونه که بانک حق نداره برای گرفتن جایزه مردم رو تشویق کنه که برن بانک پول بذارن. برای همین هم داغون ترین بانک هم که میدونیم برای رضای خدا موش نمیگیره، میاد میگه این جوایز پاسخی به نیات خیر شماست!!!آقای مکارم گفته اگر کارمزد وام قرض الحسنه از 4 درصد بیشتر باشه دیگه وام قرض الحسنه نیست و رباست.البته بانک ها هم کلاه شرعی میذارن و مشکل رو حل میکنن. یعنی برای وام ازدواج اینها وام با بهره ی کم میدن اما برای خرید خودرو یا خرید مسکن یا همچین چیزایی یه قرارداد دارن که اون دیگه وام قرض الحسنه نیست. فکر کنم یه جور قرارداد مضاربه است که وام دهنده رو در سود کار اقتصادی وام گیرنده شریک میکنه. البته چون تاحالا برای وام اقدام نکردم نمیدونم قراردادش تا چه حد منطقی و شرعیه ولی خب احتمالا نظارت روی متن قرارداد این ده پونزده تا بانک بزرگی که هستند به اندازه ی کافی باشه و احتمالا اصلا همشون یه متن قرارداد پیشفرض دارن که بخشنامه بانک مرکزی باشه. ولی خب به نظرم کلاه شرعیه و مشکل ربا رو حل نمیکنه. هر چند نمیشه گفت که حرومه.سوال اینه که اگر رفیقم پول لازم داره چرا به اون قرض ندهم و تو بانک بذارم؟ مگه من دنبال نیت خیر نیستم؟ پس چرا به رفیقم قرض نمی دم؟
  • توسط:مهدی ادیب
  • از کامنت قبلی ادامه میدم!در هر حال نمیشه گفت راه حل این شبهه ی ربا، ایجاد صندوقهای قرض الحسنه ی کوچیک در حد خانوادگی باشه. البته این هم در نوع خودش ایده ی بدی نیست برای وام های تا سقف سه چهار میلیون تومن. ولی خب هم مقدار این وامها کمه و هم به تعداد خیلی کمی میتونه تعلق بگیره. در حدود سالی دو سه نفر و تا اینها پول رو پس ندن نمیشه به کس دیگه ای وام داد و تو خود حدیث مفصل بخوان...اگر یه بانک آدم واری بود که فقط برای رضای خدا وام قرض الحسنه با کارمزد 4 درصد میداد و هیچ جایزه ای هم نمیداد بازم خوب بود. ولی باز هم در اون شرایط آدمهایی وجود داشتند که با پرداخت مبلغ اندکی رشوه بتونن یهو بخش زیادی از ظرفیت وام دهی بانک رو به نفع خودشون و رفقاشون بالا بکشن... کما اینکه همین الان با همین وامها هم بعضا همین روند صورت میگیره...خدا عاقبت هممون رو بخیر بگذرونهالتماس دعا دارم مصطفی جان
  • توسط:مویدی
  • بسم اللهروزی شیخ «سیرودی» با جمعی از مریدان از مسیری می گذشتند که ناگهان در زاویه‌ای گربه ای بس نحیف و لاغر بدیدند.پس شیخ صیحه‌ای بزد و بر زمین افتاد.مریدان بر گرد وی جمع گشتند و به لطایف الحیل وی را به هوش آوردند. پس آنگاه که حال وی را مساعد دیدند، وی را از سبب این امر جویا شدند.شیخ ابتدا سکوت کرد و آن‌گاه به صدای بلند گریست. سپس رو به مریدان کرد و به آنان خطاب کرد: «اگر می‌دانستید که این گربه چقدر در درگاه الهی مقرب است، هر آینه مرا رها کرده و مرید وی می‌گشتید»پس مریدان گفتند: «یا شیخ -بانفسنا انت- پس چگونه این طور باشد که شما از اقرب‌المقربین آن درگاه باشید؟»شیخ فرمود: «او رضای خدا را به اعلی درجه در نظر دارد. چنان که مقارن با آن جمله‌ی حکیمانه که هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیرد، مدت‌هاست که موشی نگرفته و از سبزیجات تغذیه کرده و روزگار می‌گذراند»پس مریدان فریادها برآوردند و جامه ها بدریدند!پی نوشت:سوال: اگر بانکی ورشکست شد، آیا این احتمال وجود دارد که قرضی حسنه در آن بانک داده شده باشد؟ و نیز وضع شخص قرض‌گیرنده چگونه بوده است؟1) بله، و شخص قرض‌گیرنده، آن‌چنان نیازمند بوده است که نتوانسته قرض را پس بدهد.2) بله، و شخص قرض‌گیرنده نیازمند بوده است و پس از گرفتن قرض بی‌نیاز شده و دیگر سراغ بانک نرفته است.3) بله، و شخص قرض‌گیرنده آن چنان بی‌نیاز بوده است که نیازی نداشته است که قرض را پس بدهد.4) بله، ولی در مورد نیازمندی یا بی‌نیازی شخص قرض‌گیرنده نمی‌توان نتیجه‌ای گرفت.5) خیر
    وبلاگ خوبی داری حتما به وبلاگم سر بزن .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی