کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۲ مطلب در آبان ۱۳۸۸ ثبت شده است

ابوریحان علم داشت. ابوریحان شهرت داشت. ابوریحان عزت و محبوبیت داشت هرچه داشت را فراموش کنید اکنون اما ابوریحان موش دارد! خیابان ابوریحان تهران جولانگاه موش ها است!

شب ها این موش ها به حدی آزادانه بیرون می آیند که حتی در پیاده رو ممکن است وسط پای انسان بپرند.

تعداد موش ها نیز بسیار زیاد است. چاره ی کار کجاست؟

------------------------

پ. ن. 1 با توجه به پست قبلی و مسائل جاری کشور از تغییر مدیریت مترو استقبال می کنیم

  • مصطفی حسن پناه

 

مرگ ممد اگه بذارم!

پنج شنبه، سی ام مهر، روز آخر مسابقه ی ملی طراحی خودرو الکتریکی، در آزمونِ بردِ بیشینه با یک بار شارژ باتری؛ عده ی ِ زیادی از داور ها و هیئت اجرایی رفته بودند به سایت برگزاری آزمون تعلیق، پس تعداد افراد اجرایی و داور ها در پیست آزمون برد رو به کاهش بود. دکتر دورعلی، من، مهدی عطائی، سهیل کیانی پور، داوران خط و چند نفر دیگر مانده بودیم. کمبود نیرو که در مسابقه طراحی خودرو الکتریکی محسوس بود باعث شد تا کم کم برخی افراد در قسمت هایی کار کنند که از قبل برای آنها تدارک دیده نشده، فی المثل دکتر دورعلی در حالی دیده شد که ماشین هل می دهد. یک جایی بود، که یکی از تیم ها کمکی می خواست، همه داشتیم ناهار می خوردیم دکتر دورعلی ایستاده غذا می خورد، سهیل از سر میز ناهار بلند شد که برود کمک دکتر دورعلی به او گفت مرگ ممد اگه بذارم! سهیل کیانی پور آمد، گفت این ممد کیه؟ بچّشه؟ دست جمعی خندیدیم و گفتیم محمد اسم خودشه دیگه!

در ضمن نتیجه ی نهایی مسابقه:

تیم های پاراکس، قاصدک نصیر اول و دوم و تیم های توسن و آراز مشترکاً سوم شدند.

حمل و نقل، از شریف تا علم و صنعت

بی آر تی؛ برخورد شاخ به شاخ!

سه شنبه 12 آبان زیر گذر تقاطع خیابان آزادی و بزرگراه یادگار امام شاهد تصادف رو در روی دو اتوبوس سامانه ی اتوبوس های تند رو بود. بنده به عنوان یک شاهد عینی از ایستگاه بی آر تی دانشگاه شریف تا ایستگاه بهبودی پیاده طی طریق کردم، بسیار نگران کننده و دلخراش بود. اتوبوسی که از سمت غرب به شرق در حال حرکت بود تقریباً تمام مسیر اتوبوس روبرویی را مسدود کرده بود و لذا گریزی از برخورد نبود.

مترو؛ حلزون بدون صدف!

یکی از اصلی ترین ویژگی های حلزون کندی رفت آمد آن است. متروی تهران حداقل در خط دو دارای این ویژگی است به طوری که از دانشگاه علم و صنعت تا میدان انقلاب با مترو یک ساعت طول می کشد. این در حالی است که با اتومبیل شخصی این فاصله 35 دقیقه ای طی می شود که در روز 5 شنبه حدود 10 دقیقه کوتاه تر هم هست.

علم و صنعت

ارتباط "علم و صنعت" با "علم" و "صنعت" خیلی پیچیده است. کلاً ارتباط وزرات علوم با علم هم پیچیده است. به یک مثال توجه کنید:

نام مصطفی

تعداد واحد 12

تعداد روزهای حضور در دانشگاه 4

زمان تلف شده برای حمل و نقل در هفته چهار ضرب در دو برابر با هشت ساعت

اگر بنابر تعریف استاندارد هر واحد را یک ساعت در نظر بگیریم. برای هر ساعت حضور در کلاس چهل دقیقه وقت صرف حمل و نقل شده است.

از تحصیلات تکمیلی دانشکده مهندسی مکانیک علم و صنعت سوال کردم که چرا برنامه عمداً جوری چیده شده است که دانشجو مجبور باشد حتماً چهار روز در هفته بیاید دانشگاه گفتند قانون و قاعده ی اینجا این است و هدفش هم این است دانشجو بیشتر دانشگاه برود. اینجاست که شاعر می گوید "از قضا سرکنگبین صفرا فزود" یا می گوید "باش تا بیام". دانشجویی که از وضعیت حمل و نقل در زجر است چگونه می تواند با علاقه برود دانشگاه باب دل آقایان ِ سیاست گذار ری سرچ کند! بعد هم کی برود؟ چهار روز در هفته که معطل کلاس های با فاصله ی زیاد و صف غذا خوری و سرما و گرما است سه روز دیگر هم با توجه به انبوه تکالیفی که داده می شود عملاً نمی تواند به درد خاصی بخورد.

چگونه دانشگاه منتقد سیاست های ترافیکی است و نوعاً ادعای آگاهی اساتید آن گوش فلک را کر کرده در حالی که خود ایجاد کننده ی ترافیک است؟

 

  • مصطفی حسن پناه