کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۰ ثبت شده است

وقتی آدم چیزهای عجیب و غریب ببیند، وقتی شاخ برای در آمدن زیر پوست کلّه‌ی آدم بی تابی کند، وقتی آب بیشتر از بنزین به حال ماشین مفید باشد! آدم به خودش شک می‌کند!

من این همه غلط املایی می‌بینم به نحوه درستِ نوشتن کلمات شک می‌کنم!

بابا کمیته‌ی فیلترینگ! ای سرویس دهندگان وبلاگ فارسی! ای سیاست گذاران تحصیلات آکادمیک! یک غلطی بکنید!

البتّه معلوم بود که به اینجا می‌رسیم. وقتی که برای ورود به مقطع بالاتر در عین عدم اهمیت زبان فارسی باید امتحان زبان انگلیسی را آن هم در جزیره کیش بدهیم، نتیجه این است که فارسی خودمان به نابودی می‌رود! دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا در مقاله‌اش، در تزش، غلط املایی دارد و استادِ از او بدتر، نمی‌فهمد!

ما یک استاد داشتیم، اصطکاک را می‌نوشت، اصطحکاک! دانشجو که زیاد داشتیم ...

قبلاً هم گفته‌ام، تحریریه‌های خبر که در ادعای فرهیختگی امتّی را پشت سر گذاشته‌اند در سایت خبری، این طرف و آن طرف، پر از غلط‌های املایی، زبانی و ساختاری هستند. نامه‌های اداری و اسناد رسمی تهوّع آورند و کسی انشای آدمی‌زاد پارسی گوی را نمی‌فهمد، باید بچشیم آنچه را برای خودمان اندوخته کرده‌ایم. بپذیریم که زبان فارسی، از اصلی‌ترین حامیان تمدّن اسلامیِ ایرانِ امروز، در شرایط خوبی به سر نمی‌برد.

چون منتشر کردن انتقاد بدون پیشنهاد امری مثبت تلقّی نمی‌شود؛ پیشنهاد من گنجاندن سه واحد زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی ارشد و سه واحد دیگر در مقطع دکترا است. از سبزی فروش تا سوّم راهنمایی درس خوانده محلّه که از همان اوّل انتظاری نمی‌رفت، هر چند به نظر خیلی درست‌تر از خیلی از این دکترها حرف می‌زند.

 

  • مصطفی حسن پناه

خداوندا ترافیک را بر این مردم ارزانی دار، چون اگر ترافیک نباشد خودشان را خفه می کنند و پلیس هایشان ساعت یک شب هم مشغول صدور قبض پارک ممنوع هستند!

  • مصطفی حسن پناه
آقا طرف ماشین سه میلیاردی داره، نوش جونش تو چیکار داری آخه؟ بیچاره برای وارد کردن ماشین سه میلیاردی حداقل یک میلیارد و چهارصد میلیون فقط به گمرک پول داده؟ بده به دولتت پول رسیده؟

یه چیزی بگم

در این قضیه خودم ختم روزگارم

ممنوع کردن و تنگ نظری و حسودی در نهایت به ضرر ما طبقه ی متوسطه، ضعفا که جای خود

وقتی طرف نتونه خودرویی که پولشو داره سوار شه، توی ماشین های داخلی تو بازار فقط به تقاضا اضافه می کنه! میاد تو ماشین ۳۰ میلیونی می شه رقیب طبقه متوسط و خودروسازا - همون وارد کننده ها که اسماً خودرو ساز هستن - قیمت رو همونجوری بالا نگه می دارن!!!

این نهضت های بعضاً پوشالی چی هستن آخه! چرا به حرف و زبان جلوی آزادی های مشروع و قانونی رو بگیریم؟

کسی نظری خلاف این حرف داره، می شنویم. برا همه رقمش جواب مبسوط آماده داریم!

  • مصطفی حسن پناه

 توصیه می کنم خبر زیر را در خبرگزاری فارس بخوانید.

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004130810

  • مصطفی حسن پناه

جای شما خالی برای یک مسافرت ۲۳ ساعته آبادان بودیم. جای بسیار گرم و با صفایی است. زندگی بدون کولر گازی چه معنایی در این شهر دارد؟ قطعاً معنای بسیار گرمی دارد.

آبادان گاز ندارد، هر چند بوی گاز شب ها به مشام می رسد و چهل و پنج سال است که گاز ترش در مشعل های پالایشگاهش می سوزد! این یعنی توجه همیشگی به مناطق جنگی! وقتی که تا صعب العبور ترین مناطق پایتخت رسیده. آبادان آبش مشکل دارد، مردم خیلی راضی نیستند. در همه ی خانه ها، دستگاه تصفیه آب وجود دارد.

آبادان، شهر قشنگی است، کوچک و سبک! و پر از کالاهای وارداتی! شاید هم مرغوب بودند. هرچند در محل مهمانسرا، شامپو ایرانی بود، امّا سوپر مارکت ها که ... دیدم که کبریت هم نداشت!

مردم متنوعی دارد، شبیه میانگین ایرانی ها، شایدم تهرانی ها، نه همان تهرانی ها.

در نتیجه ی این مسافرت خیلی خوش دارم، که بروم بازهم آبادان را ببینم و مخصوصاً بهمنشیر را. حسرت خرم شهر که می گفتند خیلی به آبادان نزدیک است به دلم ماند، باشد بازهم سری به خاک خوزستان بزنم.

سلام من به خوزستان پیام من به سامانش

                                    به بهمنشیر جوشان وبه کارون خروشانش

به خرمشهر زیبا وبه اهواز دل افروزش

                                     به  آبادان  آباد و به  هرمز  جان  ویرانش

الا ای خاک خوزستان توآنستی که دید ستی

                                 سکندر ها و قیصرها ولشکرهای جوشانش

اگر از هول قیصر بند شادروان گسست از هم

                                 بدیدی دست و پا  در بند آخر زار   و گریانش

بمان آبادو فرخ روز وشیرین کام و روشن دل

                              که ایران مهد دانش ها ست نپسندند ویرانش          

 

شاعر: حسین مسرور شاعر معاصر

پ. ن. مردم آبادان پیوندی عجیب با ریزگرد ها پیدا کرده اند.گزارش تصویری تابناک را بخوانید.

 

  • مصطفی حسن پناه