کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۱ ثبت شده است

مبعث

۲۹
خرداد

عید مبعث مبارک باد!

شعر معروفی که بسیار زیباست و من خیلی آن را دوست دارم سروده جمال الدین عبد الرزّاق اصفهانی است. کودک که بودم برایم پدرم همین شعر را به عنوان لالایی می خواند.

به نقل از تبیان شعر را بخوانید و برای شاعرش هم فاتحه ای نثار کنید.

جمال‌الدین عبدالرّزاق

وفات 588 هـ

جمال‌الدین اصفهانی فرزند عبدالرزّاق شاعر قرن ششم هجری قصیده سرای معروفی است. وی زرگر و نقش‌بند نیز بوده است. بیشتر عمر جمال‌الدین در اصفهان گذشت. گویا به آ ذربایجان و مازندران نیز سفری کرده. جمال‌الدین اصفهانی مدایحی درباره فرمانروایان زمان خود: آل صاعد و آل خجند و آل باوند و آل سلجوق سروده است. وی چهار فرزند داشته که از آن میان کمال‌الدین اسماعیل شاعری نامور و همسنگ پدر و به عقیده برخی بالا تر از وی بوده است. شعر جمال‌الدین اصفهانی خالی از تکلّف و روان است. دیوان شاعر در سال 1320چاپ شده. شاهکارش ترکیب‌بندی است در نعت رسول اکرم(ص) که در این جا نقل می‌شود.

ای از بر سدره شاهراهت

وای قبّه عرش تکیه گاهت          

ای طاق نهم رواق بالا 

بشکسته ز گوشه کلاهت             

هم عقل دویده در رکابت              

هم شرع خزیده در پناهت             

ای چرخ کبود ژنده دلقی              

در گردن پیر خانقاهت  

مه طاسک گردن سمندت            

شب طرّه پرچم سیاهت

جبریل مقیم آستانت    

افلاک حریم بارگاهت  

چرخ ار چه رفیع خاک پایت           

عقل ار چه بزرگ طفل راهت         

خورده است خدا ز روی تعظیم       

سوگند به روی همچو ماهت        

ایزد که رقیب جان خرد کرد

نام تو ردیف نام خود کرد              

ای نام تو دستگیر آدم 

وای خلق تو پایمرد عالم              

فرّاش درت کلیم عمران              

چاووش رهت مسیح مریم            

از نام محمدّیت میمی 

حلقه شده این بلند طارم‌               

تو در عدم و گرفته قدرت             

اقطاع وجود زیر خاتم   

در خدمتت انبیا مشرّف

وز حرمتت آدمی مکرّم

از امر مبارک تو رفته   

هم بر سر حرفت خود آدم             

تا بود به وقت خلوت تو

نه عرش و نه جبرئیل محرم        

نایافته عزّ التفاتی        

پیش تو زمین و آسمان هم           

کونین نواله‌ای زجودت

افلاک طفیلی وجودت 

ای مسند تو ورای افلاک             

صدر تو و خاک توده حاشاک         

هرچه آن سمت حدوث دارد          

در دیده همّت تو خاشاک              

طغرای جلال تو لعمرک‌               

منشور ولایت تو لولاک‌               

نه حقّه و هفت مهره پیشت          

دست تو و دامن تو زان پاک          

در راه تو زخم محض مرهم          

بر یاد تو زهر عین تریاک              

در عهد نبوّت تو آدم   

پوشیده هنوز خرقه خاک             

تو کرده اشارت از سرانگشت         

مه قرطه پرنیان زده خاک            

نقش صفحات رایت تو 

لولاک لما خلقت الا فلاک            

خواب تو ولا ینام قلبی

خوان تو ابیت عند ربّی

ای آرزوی قدر لقایت   

وای قبله آسمان سرایت               

در عالم نطق هیچ ناطق              

ناگفته سزای تو ثنایت 

هر جای که خواجه‌ای غلامت       

هر جای که خسروی گدایت         

هم تابش اختران ز رویت              

هم جنبش آسمان برایت              

جاندار وی عاشقان حدیثت           

قفل دل گمرهان دعایت              

اندوخته سپهر و انجم  

برنامده ده یک عطایت

بر شهپر جبرئیل نه زین               

تا لاف زند ز کبریایت  

بر دیده آسمان قدم نه 

تا سرمه کشد ز خاک پایت            

ای کرده بزیر پای کونین

بگذشته زحد قاب قوسین             

ای حجره دل به تو منوّر              

وای عالم جان ز تو معطّر              

ای شخص تو عصمت مجسّم       

وای ذات تو رحمت مصوّر             

بی یاد تو ذکرها مزوّر  

بی‌نام تو وردها مبتّر‌    

خاک تو نهال شاخ طوبی             

دست تو زهاب آب کوثر               

ای از نفس نسیم خلقت               

نه گوی فلک چو گوی عنبر         

از یعصمک‌الله اینت جوشن‌           

وز یغفرک الله آنت مغفر

 تو ایمنی از حدوث‌گوباش            

عالم همه خشک یا همه‌تر           

تو فارغی از وجود گوشو               

بطحا همه سنگ یا همه زر          

طاووس ملائکه بریدت

سرخیل مقرّبان مریدت

ای شرع تو چیره چون به شب روز  

وای خیل تو بر ستاره پیروز           

ای عقل گره‌گشای معنی             

در حلقه درس تو نوآموز               

ای تیغ تو کفر را کفن باف            

نعلین تو عرش را کله دوز             

ای مذهب‌ها ز بعثت تو

چون مکتب‌ها به عید نوروز          

از موی تو رنگ کسوت شب         

وز روی تو نور چهره روز               

حلم تو شگرف دوزخ آشام            

خشم تو عظیم آسمان سوز           

ماه سرخیمه جلالت     

در عالم علو مجلس افروز             

بنموده نشان روی فردا

آیینه معجز تو امروز    

ای گفته صحیح و کرده تصریح

در دست تو سنگریزه تسبیح         

هر آدمیی که او ثنا گفت              

هرچ آن نه ثنای تو خطا گفت       

خود خاطر شاعری چه سنجد؟      

نعت تو سزای تو خدا گفت‌            

گرچه نه سزای حضرت توست      

بپذیر هر آنچه این گدا گفت          

هر چند فضول‌گوی مردی است    

آخر نه ثنای مصطفی گفت؟         

در عمر هر آنچه گفت یا کرد         

نادانی کرد و ناسزا گفت               

زان گفته و کرده‌گر بپرسند           

کز بهر چه کرد یا چرا گفت؟          

این خواهد  بود عدّت او               

کفّاره هر چه کرد یا گفت              

تو محو کن از جریده او 

هر هرزه که از سر هوا گفت           

چون نیست بضاعتی ز طاعت

از ما گنه و ز تو شفاعت

 

  • مصطفی حسن پناه

حق بگوییم

۲۲
خرداد
باور کنیم که نومید کردن مظلوم حمایت از ظلم و ظالم است

و آنهایی که مظلوم را نومید می کنند یا خود عمله ی ظالم اند

و یا دوستی شان دوستی خاله خرسه است

  • مصطفی حسن پناه

التماس دعا

۲۲
خرداد
از شما خوانندگان محترم التماس دعا داریم

دعا کنید که گره های ما هم باز بشوند

  • مصطفی حسن پناه

معماری و ترافیک:

در حجاز پنجره‌ها را کوچک می‌سازند تا انتقال حرارت با محیط داغ پیرامون اندک باشد. هیچ ساختمانی تراس ندارد.

در مکه و مدینه موتور سیکلت بسیار کم است. پلیس موتور سوار دیدم و خیلی از مردم که دوچرخه داشتند.

در سرمایش هوای محیط باز در مدینه از سرمایش تبخیری استفاده می‌گردد. اما در مکه رطوبت هوا بیشتر است و این راه مؤثر نیست.

سرعت حداکثر در بلوار های مکه 80 کیلومتر بر ساعت است.

با عنایت به حجم تردد و دمای بالای هوا و زمین باید گفت که کیفیت رو سازی در خیابان‌ها و جاده های عربستان بسیار بهتر از ایران است.

تاکسی و اتومبیل‌های شخصی بسیار جدید هستند و این مانع آلودگی صوتی و آلودگی بیشتر هوا شده است.

دمای بالای چهل درجه در مکه و مدینه طبیعی است.

کرایه‌ی تاکسی در مکه و مدینه از تهران ارزان‌تر است.

در مکه که شهری کوهستانی است بسیاری از قسمت‌ها که کوه تراشیده شده است تا بنایی ساخته شود، محل تراش با کیفیت خوبی شات کرت شده است.

ساخت و ساز بسیار اصولی انجام می‌پذیرد، مثال‌های زیادی برای این امر وجود دارد. یکی را بگویم کامیون حمل بتن آماده که حرکت می‌کرد با سرعت بسیار کم، کسی به پشت چرخ‌هایش آب می‌پاشید که خاک بلند نشود.

در مدینه و مکه عمدتاً شورلت، فورد، تویوتا و نیسان حضور دارند هیوندا، هوندا و کیا هم خیلی کمتر هستند. اتوبوس‌ها بیشتر بنز و ولوو هستند اثری از اتومبیل‌های فرانسوی وجود ندارد.

موقعیت‌های رانندگی که در ایران آن‌ها را تصادف قطعی تلقی می‌کنیم در عربستان لزوماً به تصادف منتهی نمی‌شوند!

ارتباطات:

سرعت اینترنت بد نیست، برای ما ایرانی‌ها یک مزیت دیگر نبود تحریم‌های اینترنتی است!

پایگاه اینترنتی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری در حجاز غیر قابل دسترسی است.

بر خلاف تصور عامه همواره استفاده از سیم کارت‌های اپراتور های عربی به صرفه نیست، این سیم کارت‌ها معمولاً فقط برای ارتباط زائران با هم در خاک عربستان اقتصادی هستند. بعضاً برخی افراد که حوصله و دانش بیشتری داشتند از سرویس‌های ارزش افزوده برخی اپراتور های عربی استفاده می‌کردند که این امر را برایشان اقتصادی می‌ساخت.

نکات زیارت و حج:

به نظر حقیر مدینه بعد بودن از مدینه قبل بودن بهتر است. اینکه به عنوان لباس ندوخته از حوله استفاده می‌شود در گرمای داغ تابستان اصلاً به صلاح نیست و استفاده از ملحفه بهتر است.

برج جدیدالتأسیس و مرتفعی که مشرف به کعبه است در حقیقت رقیب بصری این خانه است. اشاره می‌کنم که در زمان حضور در مسجدالحرام نگاه کردن به کعبه مستحب است و من افراد بسیاری را دیده‌ام که به این برج نگاه می‌کنند. اولین باری که این برج را دیدم ترسیدم و اکنون هم مطلقاً احساس خوبی به آن ندارم.

مردم شناسی و جغرافیا:

اتباع عربستان سعودی علی رغم تصور خیلی از ایرانی‌ها چاق نیستند و افراد چاق زیاد در کوچه و خیابان و مسجد دیده نمی‌شوند.

فاصله‌ی جده تا مدینه حدوداً در شش ساعت طی می‌شود. مدینه تا مکه حدود 5 ساعت راه است و جده تا مکه حدود دو ساعت.

ایرانی‌ها جدا از اینکه کلاً خوب خرید می‌کنند انصافاً حق هم دارند بازار عربستان را بهتر از بازار ایران بدانند، یعنی با احتساب هر ریال عربستان 500 تومان ـ یعنی حتی 30 تومان بیشتر از بازار آزاد ـ اجناس با کیفیت مشابه با بازار ایران را ارزان‌تر می‌توان خرید. دلیل این امر برای من واضح نیست، اما خوب به قول سید ایرانی‌ها در بازار به سود کمتر از 100 درصد راضی نمی‌شوند! به خاطر همین بازار ایران مسموم است. گستردگی اجناس هم در خور توجه است.

در مورد تفاوت‌های مذهبی:

فقط همین قدر می‌توان گفت که الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب (ع)

در مورد کبوتران بقیع باید گفت که فکر می‌کنم اگر برای تکریم بودند تا حالا آخرینشان هم کشته شده بود، انگار کاربری اصلی آن‌ها ایجاد کردن گرد و خاک به علت بال زدن نزدیک زمین است این خیلی زیرکانه زائران را فراری می‌دهد. اگر برای تکریم بود باید در مسجدالنبی که در مجاور بقیع هم هست باشد که اثری از کبوترها در مسجدالنبی نیست.

احساس من این است که یکی از دلایل ادامه‌ی عمره، با توجه به این همه تیرگی روابط ایران و عربستان سعودی، پاسداری از برخی ارزش‌هاست که اگر وهابیون با آن‌ها تنها گذاشته شوند، آن‌ها را از بین می‌برند.

پی نوشت: دوستان این پست را می توانند جرح و تعدیل کنند یا تکمیل نمایند.

  • مصطفی حسن پناه

ریسک!

۱۹
خرداد
  • مصطفی حسن پناه