کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

عکس‌های زیر و عمده‌ی توضیحات آن‌ها را اخیرا در theguardian.com دیدم. عکس‌ها توسط عکاس آلمانی Casey Hugelfink گرفته شده اند و پس از سال‌ها با برنامه Camera+ در آیفون پرداخته شده و به تازگی منتشر شده‌اند. دوربین مورد استفاده‌ی این عکاس 35mm Olympus OM است. او می‌گوید:

«من با یک ایرانی ازدواج کرده بودم و ما یک فروشگاه صنایع دستی در مونیخ داشتیم. برای همین ما ارتباطاتی با بازرگانان در بازار اصفهان داشتیم و من بارها بین سال‌های 1980 و 1989 از ایران دیدن کردم. ما دیدارهای خانوادگی زیادی نیز داشتیم، با این همه من هرگز در ایران زندگی نکردم.

من حقیقتاً ایران و مردمش را دوست دارم. سال‌های جنگ زمان سختی بودند و من کوپن‌های ارزاق، خاموشی‌های شبانه و درگذشت‌ها در هر خانواده‌ای را به یاد می‌آورم. این اتفاق‌ها به تدریج محو می‌شوند و چیزی که باقی می‌ماند عشق و اشتیاق قوی مردم برای حمایت از همدیگر است.»

ششم اوت (آگوست) 1980، عکاس: Casey Hugelfink

یک مدرسه در اصفهان در ماه رمضان. معمولا خانم‌ها را راه نمی‌دادند. اما نگهبان گفت که استثنا قایل می‌شود زیرا در آن زمان محصلان خواب بودند. اینگونه بود که من توانستم یک نگاه سریع به آن جا بیاندازم.

یک نانوایی در یافت آباد که در آن زمان روستایی در جنوب تهران بود. نهم نوامبر 1982، عکاس: Casey Hugelfink

اسب‌های وحشی در یک منطقه‌ی حفاظت شده نزدیک بندر انزلی که فقط با قایق قابل دسترس بود. پانزدهم اوت (آگوست) 1980، عکاس: Casey Hugelfink

امام زاده داوود در رشته کوه البرز نزدیک تهران، عکاس: Casey Hugelfink

بازار تجریش در شمال تهران. هفدهم نوامبر سال 1982، عکاس: Casey Hugelfink

علمی در یافت آباد، علم‌ها در اصل برای جنگ بودند تا به عنوان چیزی شبیه پرچم حمل شوند. اما در ایران قرن 17 ام کم‌کم در مراسم مذهبی استفاده شدند نه توسط جنگ جویان بلکه توسط محبان. نهم نوامبر سال 1982 عکاس: Casey Hugelfink

رژه رفتن به میدان نبرد (بالا) و بازگشت از میدان نبرد (زیر) مطمئن نبودم می‌توانم عکس‌هایی مانند اینها بگیرم که جنگ و مرگ را عریان نشان می‌دهند [جملاتی با تشخیصم حذف شده است، مترجم] اما احساس ضرورت کردم که این عکس‌ها را بگیرم. عکاس: Casey Hugelfink

بازگشت از نبرد. عکاس: Casey Hugelfink

عکاس: Casey Hugelfink

مسجد تجریش، هفدهم نوامبر 1982، عکاس: Casey Hugelfink

زنان فوتبال بازی می‌کنند. در پیامی خطاب به غرب: بله ما محجبه هستیم، مذهبی هستیم و به انقلاب اسلامی بله گفتیم. اما به هیچ عنوان oppresses نیستیم از زندگی لذت می‌بریم و فوتبال بازی می‌کنیم. عکس از Casey Hugelfink.

زمین بازی بچه‌ها در رشت، عکاس: Casey Hugelfink

بازار کتاب در قم، عکاس: Casey Hugelfink

بندر انزلی، عکاس: Casey Hugelfink

بندر انزلی، عکاس: Casey Hugelfink

خیابانی در یافت آباد. خانواده‌ی همسرم در آن‌ جا یک منزل تابستانی داشتند که باغی بزرگ در آن بود با درختان میوه از هر نوعی که روی زمین می‌روید. جای قشنگی بود. امروز توسط شهر تهران بلعیده شده است و دیگر باغی وجود ندارد. عکاس: Casey Hugelfink

درویشی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) عکاس: Casey Hugelfink

ماسوله، شهرکی در غرب گیلان، عکاس: Casey Hugelfink

خیابانی در ماسوله، غرب گیلان، 26 مارس 1989، عکاس: Casey Hugelfink

خیابانی در ماسوله که اخیرا در شبکه‌‌ی اسپانیایی زبان جمهوری اسلامی نشان داده شد. عکاس: Casey Hugelfink

قطع برق در یافت آباد. باغ خانوادگی یک سیستم آبیاری مصنوعی داست که توسط یک مهندس آلمانی در قرن 19 ساخته شده بود. در طول جنگ ایران و عراق روزهای زیادی بود که آب و برق قطع بود. مجبور بودیم ظروف را در استخری که آب باقی مانده در آن جمع می‌شد بشوییم. 10 نوامبر 1982، عکاس: Casey Hugelfink

عکاس در قم با دو فرزندش و یک دوست عکس از Casey Hugelfink

کوچه رضایی نزدیک بازار تهران. 13 نوامبر 1982. عکس از Casey Hugelfink

  • مصطفی حسن پناه

با 50 درصد سربازان کنونی هم می‌شود نیاز نیروهای مسلح را برطرف کرد؛ این را اگر ما بگوییم یا حتی فردی چون نمایندگان مجلس، دولت مردان، اساتید دانشگاه و امثال ایشانمطرح کنند، ممکن است غیر کارشناسی خوانده شده و به این دلیل که بر بحث محاط نیستیم، مردود خوانده شود اما این ادعا را فردی مطرح کرده که سالها در بطن جریان بوده و حرفش قابل اتکا و اعتناست.

 به گزارش «تابناک»، طی روزهای گذشته و به فاصله کوتاهی از تصویب قانون تعیین جریمه برای سربازان غائب و تعیین چگونگی معاف شدن ایشان به ازای دریافت مبالغی خاص، همایی با عنوان «سربازی و راهکارهای عادلانه» در دانشگاه تهران با حضور جمعی از مسئولان برگزار شد که برخی مطالب طرح شده در آن، جا دارد که به دقت مورد توجه قرار گرفته و دستمایه طراحی مکانیزمی جدید برای خدمت وظیمه عمومی در کشور یا همان سربازی شود.

 از جمله میهمانان این همایش، محمدرضا اکبر حلوایی، معاون پیشین سازمان وظیفه عمومی ناجا بود که پس از ایراد سخنرانی در این همایش، در نشست پرسش و پاسخ با دانشجویان و دیگر میهمانان همایش حضور یافت و به موضوعاتی اشاره کرد که کمتر سابقه داشته مشابه شان را از زبان فردی که در این باره مسئولیت داشته بشنویم؛ موضوعاتی که گاه در جامعه به کرات از زبان مردم شنیده می‌شود ولی شنیدن ا« از زبان مسئولان (ولو آن فرد مسئول سابق لقب بگیرد) بدیع به نظر می‌رسد. مانند اینکه «سربازان به نسبت افرادی که معاف می‌شوند، هیچ مزیتی ندارند و حتی عقب تر قرار می‌گیرند.»

 با این مقدمه می‌توان دریافت که در این همایش چه سخنان جالبی مطرح شده است؛ جملاتی که نیاز به توضیح و تفسیر ندارند و چه بسا اگر عینا نقل شوند، راحت تر می‌توانند شائبات را برطرف نمایند. بر این اساس برخی از سخنان معاون سابق سازمان وظیفه عمومی ناجا را عینا درج می‌کنیم:

 * سربازی یک موضوع تک بعدی نیست، اما به جنبه های دیگر آن نگاه نمی‌شود؛ به عنوان مثال حوزه اقتصادی. سربازی یعنی درگیر کردن یک جوان به مدت بیش از دوسال، به طوری که سه یا چهار ماه قبل از سربازی و سه یا چهار ماه بعد از سربازی این جوان را درگیر می‌کنیم و یک نیروی مولد اقتصادیِ جوان و کارافرین را از محیطی که در ان تاثیرگذار است، به محیطی بدون بهره وری کافی منتقل می‌کنیم.

 * در حوزه فرهنگ؛ افراد با تفکرات و آداب و رسوم و فرهنگ متفاوت را در یک محیط پادگانی با یک تراکم انسانی زیاد و مدت زمان بالا جمع می‌کنیم که البته موجب تبادل فرهنگی هم می‌شود اما از این اتفاق هیچ هدف خاصی دنبال نمی‌شود.

 * در حوزه اجتماعی؛ مشکلات محیط های پادگانی و تاثیراتی که بعدا در رفتار اجتماعی فرق باقی می‌ماند.

 * در حوزه خانواده؛ از روزی که فرزند پسر به دنیا می‌آید، دغدغه سربازی برای خانواده شروع می‌شود، حتی خانواده هایی که برای معافیت فرزندشان دست به هرکاریمی‌زنند هم از این دغدغه بی بهره نیستند.

 * در حوزه تحصیل؛ برخی برای نرفتن به سربازی تحصیلاتشان را طولانی می‌کنند و حتی به خاطر سربازی به دانشگاه می‌روند، ولو به یک رشته بی ربط. در هر حال هزینه کاذب به ایشان و کشور تحمیل می‌شود. سوای آن، کسانی که به سربازی می‌روند از تحصیل محروم می‌شوند و شرایط سربازی به گونه‌ای پیش می‌رود که مشوقی برای تحصیل افراد پس از سربازی وجود ندارد.

 * سربازی حتی در حوزه تامین امنیت هم هدفمند نیست، چرا که استراتژی مناسبی برای آن تعریف نکرده ایم. از سال ١٣٠٤ تا کنون تغییر اساسی در سربازی صورت نگرفته، در حالی که زمان سربازی پس از انقلاب از ١٢ ماه الی ٢٨ ماه تغییر کرده است. استراتژی تعریف شده ای هم برای یک سرباز وجود ندارد و معلوم نیست که یک سرباز قبل و بعد از سربازی چه ویژگی هایی باید داشته باشد.

 * این قانون علاوه بر اینکه الزامی و اجباری‌ست، هیچ‌گونه ابزار تشویقی در آن لحاظ نشده و اهرم های تنبیهی در آن هم قوی نیستند. تنها امتیاری که به یک فرد سربازی رفته می‌دهیم این است که در حداکثر سن استخدام، مدت سربازی فرد را هم لحاظ کنیم!

 * فرد حین خدمت امتیازی ندارد و نسبت به یک فرد معاف از خدمت عقب تر قرار می‌گیرد.

 * مطابق با آمار، در سی سال گذشته اعزام سربازان حدود ٦٤ درصد مشمولان سربازی بوده است، البته در سال هایی کمتر از ٥٠ درصد و در سال هایی بیش از ١٠٠ درصد به خدمت اعزام کرده ایم. از ٣٦ درصد باقی مانده که به خدمت نمی‌روند، بنا برگفته مسولین نظام وظیفه ١٠ الی ١٥ درصد غایب وجود دارد که معنای آن این است که 20 درصد هم معاف می‌شوند.

 * سربازی در ذهن مسئولین مسئله ای است که وقتی می‌خواهیم به فردی یک امتیاز بسیار بزرگ دهیم، او را از سربازی معاف می‌کنیم؛ مثل معافیت ایثارگران، مدال آوران ورزشی و المپیادهای علمی و... پس با این نگاه، سربازی خدمت مقدس تلقی نمی‌شود بلکه یک اقدام سخت است.

 * غایبان به نسبت کسانی که به خدمت می‌روند در زندگی جلوتر هستند و جالب آنکه هرچند سال مشکل ایشان مطرح شده و برایشان تسهیلاتی مثل خرید خدمت، عفو یا ... در نظر می‌گیریم.

 * دوران آموزشی اصلا متناسب با نیازهای نیروهای مسلح برگزار نمی‌شود؛ آموزش های سنتی در مراکز آموزشی از هر لحاظ استاندارد نبوده و مراکز آموزش محیط های خشک نظامی هستند که روابط عاطفی نامناسب در آنها موج می‌زند.

 * در بکارگیری سربازان تبعیض داریم؛ یکی در شهر خودش تا بعد از ظهر خدمت می‌کند و دیگری در مرز به صورت شبانه روز به خدمت مشغول است.

 * سربازی هزینه تحمیلی به خانواده ها هم هست چراکه هزینه رفت و آمد سرباز بر عهده خانواده است.

 * فردی که به خدمت می‌رود، جبران نیامدن دیگران به خدمت را (جبران غیبت سربازان غائب را) هم باید بکند.

 * در صورتی که در نیروهای مسلح بخواهیم از تکنولوژی استفاده کنیم، نمی‌توانیم سربازان را به واسطه مدت زمان کوتاه خدمت به کار بگیریم و از سوی دیگر، به دلیل ملاحظات امنیتی هم سرباز کارامد نیست.

 * مدعی پیشرفت در تکنولوژی نظامی هستیم اما از سیستم دوربین مدار بسته -که نارسایی های نیروی انسانی را هم ندارد- استفاده نمی‌کنیم تا از جوانان به عنوان سرباز برای پست نگهبانی استفاده نشود.

 * نیاز واقعی نیروهای مسلح ٤٠٠ هزار نفر در سال نیست اما چون سرباز را به عنوان نیروی کار ارزان قیمت نگاه می‌کنیم، نگران اتلافش نیستم وگرنه با ٥٠ درصد سربازان کنونی هم می‌شود نیاز نیروهای مسلح را برطرف نمود.

 * در شرایط امروز، استفاده از نیروی انسانی در جنگ ها قابل تامل است. با اطمینان عرض می‌کنم در شرایط بحرانی نمی‌شود بر روی این سربازان حساب کرد چرا که روی انگیزه آنان و روحیاتشان کار خاصی انجام نشده است؛ من اصلا شیوه فعلی سربازی را نمی‌پذیرم. هیج سربازی نیست که به او شغلی مشخص با وظایف مشخص به او سپرده باشند.

 * هیج زمینه ای برای بروز استعداد، توانایی ها و قابلیت های کاری ایشان ایجاد نمی‌کنیم. تحصیلات داشتن برای سرباز به درجه های روی دوش او محدود می‌شود نه استفاده کارامد. بحث من سربازی حرفه ای نیست، باید سیستم نظامی ما سیستم حرفه ای پرور باشد و بحث دفاع ملی را در قالب بسیج و با عمومی کردن دفاع پیگیری کرده و در حوزه نظامی گری باید آموزش های حرفه ای برای تسلیحات جدید و پیشرفته را در دستور کار قرار دهیم.

 کافی است بند بند جملات فوق را مورد مداقه قرار داده و به عنوان نظرات فردی که سالها ارتباط بسیار تنگاتنگی با مسائل وظیفه عمومی داشته و با اشکالات و محاسن سربازی از نزدیک آشناست، به آنها بنگریم تا دریابیم که آنچه به عنوان انتقادات عمومی به سربازی مطرح می‌شود، نه مشکلاتی دیده نشده و درک نشده، که مشکلاتی آشکار هستند که مسئولان نظام وظیفه هم به آنها واقفند ولی ظاهرا کسی تمایلی به رفع و رجوعشان ندارد؛ آیا چنین موضوعی شبهه برانگیز نیست؟!

 

منبع: http://www.tabnak.ir/fa/news/478927/%D9%86%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF

  • مصطفی حسن پناه

حیف نان بودن!

۰۴
اسفند

یعنی عریض و طویل مال یک لحظه است. هیولا، گنده بک، غولتشن، بزرگ، سنگین، پر خرج، غیر قابل بهینه سازی، خسته، داغون، قدیمی و از همه مهم تر بی خاصیت! کلی از سایت‌های اینترنتی کشورمان این گونه هستند! حیف نان هستند!

  • مصطفی حسن پناه