کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتقال آب» ثبت شده است

دریای خزر شوری آب معینی دارد که برای ادامه‌ی حیات آبزیان و تعادل در منطقه لازم است. اساساً شوری آب دریاچه‌ها با هم فرق دارد چون به منبع‌های بزرگتر متصل نیستند. دریای خزر یک دریاچه است و از آنجا که بزرگترین دریاچه‌ی جهان است دریا نامیده می‌شود. اگر قرار باشد آب را از یک دریاچه کم کنیم مشکلات زیادی بروز می‌کند از جمله:

الف. ورودی و خروجی آب دریاچه به هم می‌خورد و دریاچه پس روی خواهد داشت. این امر حیات سواحل و گردشگری را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دلتاها که محل بسیار مناسبی برای رشد و تعالی طبیعت هستند را از بین می‌برد.

ب. اگر آب را برای مقاصدی ببرند که نمک آن مازاد باشد، قرار است چه اتفاقی برای آن نمک بیفتد؟ نمک را اگر خدای نکرده به همان دریاچه برگردانیم و بر شوری آب اثر بگذاریم که با عنایت به محدود بودن دریاچه قطعی است، مؤثرترین اقدام را در جهت نابودی منابع طبیعی و حیات انسان‌ها انجام داده‌ایم. تغییر شوری دریاچه‌ی خزر (دریای کاسپین) موجب نابودی آبزیان، نابودی صنعت شیلات شمال کشور، از دست رفتن غذا و گسترش بیش از پیش فقر در کشور می‌شود. از طرف دیگر شوری مازاد، لاجرم در منطقه منتشر خواهد شد و پوشش گیاهی آسیب جدی خواهد دید. باید به این نکته‌ی مهم نیز اشاره کرد که آبی که شورتر است تبخیر کمتری خواهد داشت و در نهایت میزان بارندگی شمال کشور و درنتیجه رشته کوه البرز و پوشش گیاهی دامنه‌های شمالی و جنوبی آن نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

اگر از بدبختی‌هایی که قطعاً در اثر اجرای این طرح برای دریای مازندران اتفاق می‌افتد بگذریم. باید ببینیم این طرح چه معایب دیگری دارد:

در حالی که در جاهایی که آب هست به علل مختلف کشاورزی در حال اضمحلال و نابودی باشد، انتقال آب به کویر چه کمکی می‌کند؟ چرا باید آب را به جاهای جدید انتقال دهیم که هم با تغییر الگوی مصرف آب در مناطق کویری ـ که امری بدیهی و قطعی است ـ مصرف آب کل کشور را بالا ببرد (که قطعاً برای کشور ما مضر است) و هم با تبخیر بی حساب و کتاب آب را که با مشقت زیاد در اختیار گرفته‌ایم بر باد دهیم.

چند سؤال دیگر هم می‌توان پرسید:

اگر قرار باشد انتقال آب به کویر کمک کننده باشد، چرا اوّل مشکل سیستان و بلوچستان را حل نمی‌کنیم؟ چرا برای توسعه‌ی کشاورزی در جایی که روزی انبار غلّه‌ی ایران بوده است از دریای عمان آب نمی‌آوریم ؟ اگر قرارداد‌های رژیم ستم‌شاهی باعث عدم ورود آب هیرمند به استان سیستان و بلوچستان شده است و امروز کل استان در خاک عزای آن نشسته است و علاوه بر تعطیل کشاورزی، مشکل آب آشامیدنی و گرد و خاک مردم شریف این استان را به ستوه آورده است، چرا ما از دریاهای آزاد برای این استان آب تأمین نمی‌کنیم.

چرا آب را از استان‌های پر آب کشور به استان‌های دیگر انتقال می‌دهیم و آن قدر افراط می‌کنیم که استان مبدأ خود به مشکل بخورد؟

چند سؤالی که در سطور فوق پرسیده شد ناظر به این است که اگر انسان خود را محق می‌داند این قدر در طبیعت دخالت کند چرا نمی‌خواهد پروژه‌ها را از کم مشکل ترین به پر مشکل‌ترین اولویت بندی کند؟ این امر مطالبه‌ی زیادی است؟

منبع: http://yon.ir/ncDs

  • مصطفی حسن پناه