کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

کافه حزب الله

وبلاگی درباره‌ی همه چیز؛ با یک نگاه انقلابی

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است
راه‌رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
--
زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
-
به هر کوی و هر بزم و هر انجمن سرم خاک پای حسین و حسن
پدر در دوگوشم سرود این سخن که ای نازنین طفل دلبند من
حسینی بمان و حسینی بمیر
امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر
--
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینهٔ پیران راستگوی
یارب به آب دیدهٔ مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینهٔ شفا
گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده‌اند
ما را بسست رحمت وفضل تو متکا
یارب خلاف امر تو بسیار کرده‌ایم
و امید بسته از کرمت عفو مامضی
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا

بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رشت» ثبت شده است

به هر بام و در مردم شهر بود کسی کش ز جنگاوری بهر بود.
اختصاصی حسن پناه. آی آر:
تصاویر میدان شهدای ذهاب (شهرداری) رشت در روز 22 بهمن 91










  • مصطفی حسن پناه

«باز باران»

مجدالدین میرفخرایی معروف به گلچین گیلانی

 باز باران

با ترانه

با گهرهای فراوان

می خورد بر بام خانه

 

من به پشت شیشه تنها

ایستاده در گذرها

رودها راه اوفتاده

 

شاد و خرم                       

یک دو سه گنجشگ پرگو

باز هر دم

می پرند این سو و آن سو

 

می خورد بر شیشه و در

مشت و سیلی

آسمان امروز دیگر

نیست نیلی

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۲ دی ۹۱ ، ۰۱:۵۷
  • ۱۱۰۵ نمایش
  • مصطفی حسن پناه

عروسی حاج محمد

۳۱
شهریور

روز سه شنبه عروسی حاج محمد بود. جای دوستان خالی خیلی خوش گذشت. بعضی دوستان قدیمی را دیدیم و بعضی از دوستان را هم که مدتی ندیده بودیم زیارت کردیم.

برای من نیامدن بعضی از بچه ها عادی بود و بعضی دیگر نه. شخص خودم خیلی دوست داشتم، آقای صداقتی را ببینم اما برایشان مهمان آمده بود و نشد که بیایند.

کسی که آمدنش برای من خیلی ویژه بود، مرد لایق، دبیر کافی میرزا مهدی ادیب بود. در اینجا از او که به ما افنخار داد تا میزبانش باشیم تشکر می کنم.

بودن با دوستان با صفا و مخلص خیلی خوب بود، مخصوصاً اگر دیدار ها تحت اثر گرفتاری ها و هیجانات سیاسی نباشند که خوشبختانه همین طور بود.

سفر من و مهدی حدود ساعت 15 روز 28 ام آغاز و ساعت 23 روز 29 ام شهریور خاتمه یافت. یخ بهشت با مزه و با حالی که در خمام خوردیم هم از نکات جالب سفر کوتاه من و مهدی به گیلان بود.

در بعضی مناطق مرسوم است، خانه ای را که می خواهند افتتاح کنند، در پارکینگ اش یک عروسی باحال برگزار می کنند، این پست هم برای این وبلاگ حکم همان عروسی را دارد. باشد که توفیق خدمت داشته باشیم.

با آرزوی خوشبختی، سلامتی و بهروزی برای محمد و همسرش این پست را به پایان می‌برم.

  • مصطفی حسن پناه